MeLoDiC

بایگانی خرداد ۱۳۹۷ :: کافه ی خیابان هفتم

کافه ی خیابان هفتم

... به صرف یک فنجان چای

کافه ی خیابان هفتم

... به صرف یک فنجان چای

کافه ی خیابان هفتم

♥ روزمرگیهای متولد جوزا (سابق) ♥
..
....
اینجا می نویسم ...
گاهی از خودم ...
و گاه از آنچه که می بینم و می شنوم ...
......
....
..

خدا را چه دیدی ؟
شاید روزی
در کافه ای دنج و خلوت
این کلمه ها و نوشته ها
صوت شدند ...
برای گوشهای "تو"
که ! روی صندلی ...
رو به روی من نشسته ای
و برای یک بار هم که شده
چای تو سرد می شود
بس که خیره مانده ای
به "من "... (کپی)
....
......
..
داری در خیابان راه می روی
یا در یک مهمانی هستی
یا اصلا" تنها هستی
و بعد یک دفعه کَند و کاو میکنی
در چشم های کسی نگاه میکنی
و ناگهان می فهمی که این
می تواند شروع چیزی بزرگ باشد

پیام های کوتاه
بایگانی

۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

۰۱
خرداد
۹۷

* درست در این تاریخ من متولد شدم و درست در این لحظه تنها برای خودم نشستم و این کلمات رو تایپ میکنم . از ماه قبل تولدم رو مرخصی گرفتم تا برای خودم خوش باشم و از همه ی روزهای خدا حداقل یک روز رو برای خودم زندگی کنم ولی حالا می بینم که به روز مرخصیم رسیدم و هیچ ایده ای براش ندارم . سال قبل میلاد ( خواهر زاده م که سربازه) پیشم بود و من به این شدت تنها و بی انگیزه نبودم . 

پاور سیوینگ گوشیم رو فعال کردم تا فقط اسمس و تماس دریافت کنم . به بقیه گفتم فردا عصر و شبم و این دروغی شاخ دار بود  . می دونم دقیقه به دقیقه ی یک خرداد رو تو خونه برای خودم تنها سر میکنم ولی دلم نمی خواد کسی خلوتم رو بهم بزنه . برای همین دروغ گفتم ( من آدم خوبی نیستم . خودم خبر دارم ) 

نیاید شعار بدین که تاریخ تولد هر کسی یه روزی هست مثل باقی روزها . این هم یک دروغ خوش آب و رنگه . همه دوست دارن روز تولدشون برای افرادی که توی زندگیش مهم هستن بُلد باشه .

امروز خیلی سعی کردم کامنتهای اینستاگرامم رو غیرفعال کنم ولی نمی دونم چرا نشد . تنها نظرات پنج پست انتهایی رو بستم ، برای علی منتخب و مارال [دوستان مجازی و با مرام چندین ساله م] پیام تبریک تولد گذاشتم  و نت گوشیم رو دیس کانکت کردم و گوشی رفت روی پاور سیوینگ ... 

** بـه سال گذشته فکر میکنم . تو پادگان منتظر میلاد بودم تا بیاد و ببینمش . وقتی منو دید کلی ذوق کرد . گوشیم زنگ خورد و اسم کتایون افتاد روی گوشیم ... از زیر مقنعه گوشی رو به گوشم نزدیک کردم و صدا آهنگ میومد ... هپی بردز دی تو یو .... و صدای دوست داشتنی کتایون که از پشت خط تولدم رو تبریک میگفت . این دل نشین ترین تبریک تولدم بود . امیدوارم که حالش خوب باشه . می دونم ! من آوای همیشه همراهه خوبی براش نبودم . 

  • ۳ نظر
  • سه شنبه ۰۱ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۲
  • ** آوا **